الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
196
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
الصّعوبة ، و سهّل به الحزونة « 1 » ، حتّى سرّح « 2 » الضّلال عن يمين و شمال ) . منظور از « ضياء » يكى از چند احتمال ذيل است : نور ايمان ، علم ، قرآن ، وحى و يا همهء اينها ؛ يعنى خداوند پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله را با نور وحى و قرآن و ايمان مبعوث كرد تا جهان را به وسيلهء آن روشن سازد . جملهء « و قدّمه في الاصطفاء » ممكن است اشاره به خاتميّت پيامبر اكرم باشد ( زيرا اگر خاتم نباشد مفهومش اين است كه آيينى برتر از آيين او در آينده خواهد آمد ) و يا اشاره به برترى او بر همهء انبيا و خلق جهان است . به هرحال دليل بر اين است كه آيينش از همهء آيينها كاملتر است . منظور از « مفاتق » ( پارگيها و بريدگيها ) اختلافات گستردهاى است كه در محيط عربستان وجود داشت و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله به آنها پايان داد و همه را زير پرچم توحيد متّحد ساخت . جملهء « و ساور به المغالب » اشاره به كوتاه كردن دست ظالمان و زورمندان از گريبان مستضعفان و محرومان است كه به بركت ظهور اسلام به وقوع پيوست و همهء آنها در برابر قدرت اين آيين سر تسليم فرود آوردند . بر طرف ساختن مشكلات و هموار ساختن ناهمواريها ( ذلّل به الصّعوبة ) مىتواند اشاره به حلّ مشكلات معنوى و عقيدتى و اخلاقى باشد يا مشكلات مادى و اجتماعى و يا همهء اينها كه در پرتو ظهورش به وقوع پيوست . جملهء « حتّى سرّح الضّلال عن يمين و شمال » اشاره به پايان گرفتن همهء مفاسدى است كه در جملههاى قبل به آن اشاره شده ؛ يعنى انواع گمراهيها از چپ و راست و از هر سو به وسيلهء آن حضرت و آيينش به عقب رانده شدند . تعبير به « يمين و شمال » ممكن است اشاره به افراط و تفريطها باشد ، يا اشاره به همهء راههايى كه به فساد منتهى مىشود .
--> ( 1 ) . « حزونة » ضدّ سهولت به معناى خشن و ناصاف بودن است . ( 2 ) . « سرّح » از ريشهء « تسريح » به معناى رها ساختن و عقب راندن گرفته شده و بههمين مناسبت به طلاق نيز تسريح گفته مىشود و ريشهء اصلى آن « سرح » و « سروح » به معناى آزاد گشتن و رها شدن است .